خرج کردن پول برای کمک به دیگران – اصطلاحاً کمک خیریه، همیشه حال ما را خوب میکند. شواهد نشان میدهد کار خیر باعث فعال شدن بخش پاداش مغز میشود. حتی در بررسی که روی شهروندان آمریکایی صورت گرفت نشان داد کسانی که ماهانه مبلغی را به خیریه ها میدهند یا برای نزدیکانشان هدیه میخرند شادی بیشتری را تجربه میکنند.
شاد شدن با کار خیر بر ما پوشیده نیست. کمک خیریه به عنوان ششمین عامل مؤثر بر رضایت از زندگی شناخته میشود. در حالی که درآمد ماهانه هیچ تأثیر بر شادی و حال خوب ما ندارد. از گذشته هم ضربالمثلهایی درمورد بخشندگی برای ما نقل شده است. مضمون اکثر چنین ضربالمثلهایی این است که با بخشندگی قلب مان بزرگ میشود.
در اینجا منظورم از کمک خیر فقط کمک به خیریهها نیست. هر کمک مالی بدون چشم داشت به بازگشت پول کمک خیر حساب میشود. مثلاً وقتی خواهر یا دوستمان برای کاری نیاز شدید به پول دارد و ما به او پول میدهیم یا در جشن نیکوکاری برای کمک به نیازمندان کالا یا پولی هدیه میدهیم کمک خیر کرده ایم.
حال خوب و کمک به دیگران
قطعا شما هم تأیید میکنید که هر روزی که چنین کاری کرده ایم. روزی شاد داشته ایم و زمانی که سر روی بالش گذاشته ایم با رضایت خوابیده ایم. نکته این بحث در این است که برخلاف آنچه معمولاً در تصور ما وجود دارد همیشه هزینه کردن باعث ناراحتی ما نمیشود. بلکه هزینه کردن و کمک به دیگران گویی هزینهای برای خوب رضایت ما از زندگی است.
الان خیلی میشنویم که اگر میخواهید حالتان خوب شود، برای خودتان هدیه بگیرید. یا میگویند خودتان را به یک شام مهمان کنید. قطعاً منکر نمیشوم که باید با خودمان مهربان باشیم اما، یکی از جنبههای زندگی انسان سوی اجتماعی آن است. به همین ترتیب انسانها هزاران سال توانسته اند بقای خود را توسعه دهند. بنابراین علاوه بر توجه به خود باید به سویه اجتماعی کارهایمان نیز توجه کنیم.
خرج کردن برای خودمان تا حد مشخصی باعث شادی ما میشود و از آن به بعد اثری در حال خوب ما ندارد. در حقیقت تحقیقات بسیاری نشان داده اند که حال انسانها با کمک خیر به یکدیگر خوب میشود. شاید بگویید:« با وضع مالی نه چندانخوبی که دارم، پولی برای کار خیر نمیماند.» به آزمایش زیر که در آفریقای جنوبی و کانادا انجام شده توجه کنید. در این تحقیق کسانی افراد با سطح درآمدی مختلف حضور داشتند. ۲۰درصد از آنها در سال گذشته برای تأمین مایجتاج خانوادهشان هم دچار مشکل بودند.
در این تحقیق مقداری پول (در حد خرید یک آبمیوه یا کیک) در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت. از آنها خواسته شد بنا به میل خود با این پول یک کالا بخرند یا پول را برای خودشان بردارند. به نیمی از شرکتکنندگان گفته شد، اگر کالایی بخرند برای خودشان است. به نیمی دیگر نیز گفته شد کالایی که بخرند به یک خیریه میرسد. پس از پایان آزمایش تمامی شرکتکنندگان مورد ارزیابی اثر مثبت کارشان قرار گرفتند. بنا بر آنچه که بالا هم گفته شد، کسانی که مبلغی را به دیگران اختصاص داده بودند حال بهتری را تجربه میکردند.
افزایش حال خوب با کمک به دیگران
این نکته نشان میدهد حال خوب حاصل از کمک به دیگران ربطی به میزان درآمد ما ندارد. بخشش و کمک خیر شادی ما را افزایش میدهد. البته در این میان نباید فکر کنیم هر کار خیری در هر شرایطی برای شادی ما مفید است به قول معروف بعضی جاها، «چراغی که به خانه روا ست به مسجد حرام است». برای تبدیل کار خوب به حال خوب باید شرایطش هم مهیا باشد. به طور معمول لذت کارهای خیر زمانی حاصل میشود که:
- در مورد انتخاب نوع کمکی که میخواهیم بکنیم احساس آزادی عمل داشته باشیم
- کسانی که میخواهیم بهشان کمک کنیم را ببینیم یا با آنها در ارتباط باشیم
- بدانیم این پول چه تغییری در زندگیشان ایجاد میشود
آزادی انتخاب
وقتی صحبت از کار خیر میشود (مثل کم به زلزلهزدگان، جشن نیکوکاری و…) ما با کمال میل در کار خیر داوطلبانه شرکت میکنیم.اما اگر همین کار از ما خواسته شود یا مجبورمان کنند نه تنها باعث حال خوب ما نمیشود بلکه باعث دلخوری مان هم میشود. زمانی که به دلخواه خودمان کمک خیر میکنیم، براساس ارزشهایمان کمک میکنیم. اگر دلمان بخواهد به انجمنهای حمایت به حیوانات کمک میکنیم یا به نفع کودکان بیسرپرست لوازم التحریر میخریم. این موارد باعث میشوند، زمانی که داوطلبانه کمک میکنیم این کار برایمان جذاب و دلپذیر باشد. این مسئله با افزایش سن بیشتر هم میشود یعنی سالمندان از انجام کارهای خیر داوطلبانه لذت بیشتری میبرند و تمایل بالاتری برای انجام کمک خیر دارند.
ارتباط اجتماعی
معمولا انجام کمک خیر همراه با شرکت در فعالیتهای جمعی و ارتباطات اجتماعی است. شاید به همین دلیل است که افسردگی در میان کسانی که در فعالیتهای خیریه شرکت میکنند کمتر از کسانی است که در این فعالیتها شرکت نمیکنند.
البته برعکس این موضوع هم صادق است. یعنی افرادی که شاد هستند و در فعالیتهای اجتماعی بیشتری شرکت میکنند تمایل بیشتری به کمک خیر دارند. نکته ای باید به آن تأکید کنیم این است که این ارتباط لزوماً نباید کمک به غریبهها و خیریهها باشد. میتوانیم از کمک به خانواده و نزدیکانمان شروع کنیم. میتوانیم جمعهای خانوادگی بزرگی را به مرور تشکیل دهیم و از ارتباط درونی قوی بین اعضای خانواده لذت ببریم و همزمان هم به رفع مشکلات یکدیگر کمک کنیم.
تحقیقات نشان میدهد اگر به نزدیکان و آشنایانمان کمک کنیم شادی حاصل از کمک خیر افزایش مییابد. حتی اگر کسانی که میخواهیم به آنها کمک کنیم را ببینیم هم شادی بیشتری را تجربه کنیم. بنابراین اگر میخواهیم با کار خیر حال بهتری را تجربه کنیم بهتر است از نزدیکانمان شروع به این کار کنیم. یعنی ارتباط اجتماعی از این رو نیز بسیار مؤثر است. این اتفاق در خیریه ها میتواند با بازدید حضوری از کسانی که کمکها را دریافت میکنند یا گذراندن زمان برای بازی و رویدادهای اجتماعی مشترک بین خیرین و کمک گیرندگان صورت گیرد تا هم با شکلگیری ارتباط اجتماعی روابط عاطفی ایجاد شود و مستحکم گردد و هم کمک کنندگان حال بهتری را تجربه کنند.
مشاهده تغییر به واسطه کار خیر
وقتی اثر کار خیر را میبینیم علاوه بر اینکه حال بهتری را تجربه میکنیم، نسبت به تکرار انجام کمک خیر تعهد بیشتری داریم. در این حالت ذهن ما با برگشت به مرور اثر کار خیری که انجام داده ایم، میتوانیم بارها و بارها لذت مداومی را تجربه کنیم. از سمت دیگر هم این کار باعث میشود هر بار که چهره نیازمندان و شادی آنها را در ذهن خود مجسم میکنیم به کمک به دیگران ترغیب شویم. بدین ترتیب هم حال خودمان میشود، هم این حال خوب به یک اثر مثبت اجتماعی منجر میشود. مشاهده اثر تغییر به واسطه کار خیر بر خلاف دو مورد بالا که اثر شادی را در لحظه بالا میبرند، اثرات بلندمدت کمک خیر را افزایش میدهد.
البته در برخی موارد دیدن اثر کار خیر برای خیرین مقدور نباشد. مثلا اگر کمک به مناطق زلزلهزده یا مناطق دوردست باشد احتمالا برخی خیرین نتوانند اثر کمک خیرخواهانه شان را ببینند. به همین دلیل میتوان از روشهای دیگر برای نشان دادن این اثرات بهره برد. به طور مثال میتوان به مناطق دریافتکننده کمکها رفت و با تهیه گزارش ویدیویی و تصاویر از تغییرات ایجاد شده و ارائه آن به خیرین آن ها را در جریان امور قرار داد. نوع دیگر این است که پیش از کمک به آنها بگوییم این کمکها برای چه خرج خواهند شد. این مسئله هم تأثیر مشابهی بر خیرین دارد. اگر خاطرتان باشد چند سال پیش کمپین خیریه ای راه افتاد که هدفش تحویل دربهای بطریهای پلاستیکی و خرید ویلچر برای معلولان بود. این کار باعث میشد با دانستن تغییری که قرار بود به واسطه کمکهای ما در زندگی یک انسان دیگر ایجاد شود، تمایل بیشتری به اجرای این کار خیر داشته باشیم.
کلام آخر
کمک خیر به دیگران علاوه بر اینکه گره از مشکلات افراد جامعه باز میکند باعث ایجاد حال خوب در ما میشود. شروع این کار با کمک به نزدیکان بسیار مثبتتر خواهد بود. یعنی هم شادی بیشتری برای ما به همراه دارد، هم با مشاهده اثر کار خیر به کمک به دیگران تشویق میشویم. البته باید بدانیم که وقتی میگوییم با کمک خیر حال بهتری را تجربه میکنیم، بدین معنی نیست که هر وقت ناراحت هستیم با کار خیر میتوانیم به حال خوب برسیم. این حال خوب از کمک مداوم بدست میآید و لزوما چیزی شبیه شادی حاصل از مسافرت نیست. بلکه یک انگیزه و حال خوب درونی است. این شادی از بالا رفتن عزیت نفس و افزایش حس خوبی که نسبت به خودمان داریم حاصل میشود و بدون اینکه بدانیم در زندگی روزمره ما را در حالت خوب نگه میدارد.
این مقاله برگرفته از مقالهای به نام «Happiness and Prosocial Behavior: An Evaluation of the Evidence» است که در گزارش جامع «شادی جهانی» منتشر شده است.