در بخش اول این مقاله درمورد عوامل مؤثر بر آینده مالی کودکان را بررسی کردیم. در بخش دوم میخواهیم به طور ویژه درمورد آموزش پسانداز به کودکان صحبت کنیم. همانطور که گفتیم این کار با نصیحت یا پول جمع کردن در قلک اتفاق نمیافتد بلکه وابسته به آموزشهای مستقیم و غیرمستقیم است.
به طور خلاصه عادت به پسانداز در بزرگسالی وابسته به این عوامل است:
- درآمد
- استقلال
- مسئولیتپذیری
- فرصت خرج کردن
بیایید کمی درمورد این عوامل و بکارگیری آنها در ایجاد عادت پسانداز در کودکانمان صحبت کنیم.
« درآمد »، « نیاز به پول » و « حساب بانکی »
پول تو جیبی (به معنی مقدار پول مشخصی که در روز مشخصی به کودک داده میشود) اولین «درآمد» و فرصتی است که کودک باید بین پسانداز یا خرج کردنش تصمیم بگیرد. این موضوع از ۶ سالگی برای کودکان قابل درک است. از آنجا که تا سنین نوجوانی و جوانی فرزندان هنوز از پدر و مادر خود پول تو جیبی میگیرند و هزینه زندگی بر دوششان نیست عمده هزینهشان به کارها و تفریحات شخصیشان برمیگردد. یعنی درک از آنها از «نیاز به پول» به میزانی است که این فعالیتها را مهم میدانند. در نتیجه هر قدر احساس کنند این فعالیتها برایشان مهم است بیشتر پول خود را صرف آن میکنند و کمتر پسانداز انجام میدهند. این مورد با بالا رفتن سنشان بیشتر حس میشود. چرا که براساس شرایط و سبک زندگی دوستانشان فرصت بیشتری برای هزینه کردن در اختیارشان قرار میگیرد.
خیلی از والدین تصمیم میگیرند یک حساب پسانداز برای فرزندان خود ایجاد کنند تا پولهایش را در آن ذخیره کند. نکته جالب اینجاست که کودکان بانک را محلی امن برای ذخیره پساندازشان نمیدانند. استدلالشان هم ساده است: «پولی که در بانک ذخیره میشود را نمیبینم پس وجود ندارد». شاید خنده دار به نظر برسد اما نکته بسیار مهمی است که والدین باید به آن دقت کنند. ممکن است همین مسئله باعث شود آنها درکی از پسانداز پیدا نکنند. کودکان از سن دوازده سالگی متوجه مفهوم بانک میشوند و از آن موقع است که کمکم ترجیح میدهند پولهایشان را در بانک پسانداز کنند. در حقیقت در این سن است که متوجه میشوند با ذخیره پول در بانک میتوانند پساندازشان را از دست «خودشان» نجات دهند! از سوی دیگر ما هم میدانیم که بانک امنترین محل ذخیره پسانداز است. پس راضی نمیشویم که پولها را در دسترس خود و فرزندمان قرار دهیم. همچنین آشنایی با بانک و فرایندهای بانکی یکی از روشهای بسیار مؤثر در آموزش مفاهیم مالی به کودکان است. در این راستا پیشنهاد میکنیم بخشی از مبلغی که میخواهیم برای کودکان پسانداز کنیم را با اطلاع خودشان در یک حساب پسانداز کنیم. بدین ترتیب هم میدانند از ما مبلغی را دریافت میکنند که جلوی چشمشان است و هم کمکم با مفاهیم اقتصادی آشنا میشوند و اثر این رفتار را وقتی به سنین نوجوانی برسند متوجه خواهند شد. علاوه بر این بهتر است هر بار که میخواهیم این مبلغ را واریز کنیم از فرزندمان درخواست کنیم در این کار به ما کمک کند وحتی اجازه دهیم به مرور خودش آن را انجام دهد. بدین ترتیب کودک به تدریج با مدیریت حساب و ساز و کارهای بانکی هم آشنا میشود. تحقیقات نشان میدهند این کار اثرات مثبتی بر ایجاد عادت پسانداز در بزرگسالی برای کودکان دارد.
خود کنترلی یا خودمهاری (صبر برای رسیدن به خواستهها)
خود کنترلی یکی از عوامل بسیار مؤثر بر تمایل به پسانداز در بزرگسالی است. البته خود کنترلی یک مهارت محسوب میشود و میتوانیم آن را به فرزندانمان یاد بدهیم و به مرور تقویتش کنیم. برای تقویت این مهارت میتوانیم به فرزندانمان بگوییم صبر کنند، یا خودشان را با چیزهایی که دارند سرگرم کنند. این گفتگو بعد از ۶ سالگی راحتتر خواهد بود. چون کودکان از این سن هوش زبانی بالاتری دارند و میتوانند حواس خود را منحرف کنند.
خود کنترلی به عوامل دیگری نیز بستگی دارد. یکی از آنها میزان سختگیری و قانونمند بودن خانواده است. در این مورد هرچه خانواده کنترل کمتری بر رفتار فرزندان داشته باشد و آنها را در رسیدن به خواستههایشان آزاد بگذارد، خودکنترلی را در آنها کاهش میدهد. در عین حال خانوادههایی که با کودکان خود سختگیرتر و قانونمندتر برخورد میکنند خود کنترلی را در آنها افزایش میدهند. همچنین اگر پدر و مادر به احساسات و هیجانات کودک خود پاسخ دهند مهارت خودکنترلی را در آنها تقویت میکنند. چرا که کودکان یاد میگیرند چطور با هیجانات خود برخورد کنند. البته ذکر این نکته مهم است که مقررات سفت و سخت بیش از حد میتواند باعث وابستگی بیش از حد به خانواده و ناتوانی کودک در مواجهه با موانع ساده شود.
گرایش به آینده
پسانداز، سرمایهگذاری برای هزینههای آینده است. این سرمایهگذاری هم مانند هر سرمایهگذاری دیگری نیاز به صرف هزینه دارد. یعنی پولی را امروز پرداخت میکنیم در آینده از آن استفاده کنیم. چنین کاری نیازمند مهارت برنامهریزی برای آینده و توانایی نگاه کردن به افقهای زمانی بلندمدت است. یکی از عواملی که مستقیم با عادت به رفتار پسانداز مرتبط است همین گرایش به آینده است. در دنیای کودکان زمان مانند بزرگسالان نیست. کودکان در حال زندگی میکنند و تنها بین واقعیت و خیال میتوانند تمایز قائل شوند. در حالی که از دوران نوجوانی به بعد کمکم تفاوت زمانی را متوجه میشوند. این مفهوم باعث میشود بتوانند مفهوم آینده و سرمایهگذاری را بهتر درک کنند و بدانند افق زمانی یک عامل تأثیرگذار در زندگی اجتماعی افراد است. اینطوری مشخص میشود که چرا با بالا رفتن سن مفهوم پسانداز راحتتر برای افراد قابل درک است. هر چجه سن آدم بالاتر میرود آینده و برنامهریزی مهمتر میشود. به همین ترتیب وقتی سن فرزندانمان بیشتر میشود میتوانیم با پیشنهاد مشوقهایی در آینده و روشن کردن این موضوع که پسانداز چه مزایایی برای آنها دارد، فرزندانمان را به پسانداز تشویق کنیم.
خوب تا اینجا به مهارتهای موردنیاز کودکان برای عادت به پسانداز در بزرگسالی را بررسی کردیم. این عوامل باید با شرایط روانی و انگیزانندههای مناسب همراه شوند تا این مهارتها با علاقه و اشتیاق به نتیجه تبدیل شوند. اصولاً هیچ مهارت و آموزشی جز با انگیزه و شوق به عمل و یادگیری بدل نمیشود.
در قسمت سوم این بحث میخواهیم به عوامل انگیزشی و تشویقی کودکان برای عادت به پسانداز بپردازیم. این مهارتها و عوامل انگیزشی کودکان ما را پیش از آنکه به دردسر بیافتند و درگیر مخارج سرسامآور زندگی شوند با قوانین مالی اجتماعی تطبیق میدهد. در نتیجه زودتر به فکر آینده خود میافتند و در زمان مناسب به بلوغ اقتصادی در جامعه میرسند.
این مقاله نیز مانند قسمت اول برگرفته از مقالهای به نام «Saving in Childhood and Adolescence Insights from Developmental Psychology» است.