گرفتن وام یکی از راه هایی است که با آن میتوانیم به سرعت به اهداف مالی مان دست پیدا کنیم. هر چند همین وام گرفتن باعث ورشکستگی و بیچاره شدن خیلی از کسب و کارها و خانواده ها شده است. راهکاری هم که در این شرایط معمولاً انتخاب می کنیم مقروض شدن بیشتر است. بعد هم که تمام دارایی مان را باختیم، شروع به فحاشی و نفرین بانک ها میکنیم. در حالی که علت این اتفاقات را باید در اشتباهات خودمان جستجو کنیم.
قانون اول: بیش از توان بازپرداخت تان وام نگیرید
اولین حرکت هوشمندانه ای که در گرفتن وام باید حواستان باشد این است که بیش از حدی که میتوانید قسط دهید وام نگیرید. گاهی اوقات ما هنگام گرفتن وام ما کل حقوقمان را برای بازپرداخت در نظر میگیریم. در حالی که باید به فکر هزینه های ماهانه مان هم باشیم. اصولاً توصیه میشود برای قسط وام خودرو بیش از ۱۵٪ درآمد ماهانه مان را کنار نگذاریم. همچنین این عدد برای قسط وام های فردی (وام هایی که برای خریدها یا کارهای شخصی میگیریم) بیش از ۱۰٪ درآمد ماهانه مان نباشد. پیشنهاد میشود مجموع قسط هایی که در یک ماه میپردازیم کمتر از ۵۰٪ درآمد ماهانه مان باشد.
البته شاید همه ما در تئوری این نکات را بدانیم. پس چرا باز اقدام به گرفتن وام هایی می کنیم که ما را تحت فشار قرار میدهند؟
یکی از عوامل تبلیغات پر هیاهوی بانک ها است. آنها هر روز با پیشنهادهای پر زرق و برق و جذاب به سراغ ما میآیند. ترفندهای مختلفی را به کار میبرند تا ما را به گرفتن وام ترغیب کنند. مثلاً پیامک های تبلیغاتی که به ما پیشنهاد وام بلند مدت با اقساط کوچک میدهند. یا بیلبوردهای بزرگی که وام خوردو را تبلیغ میکنند و حتی اگر نیازی به خرید خودرو نداشته باشیم با خود میگوییم چه خوب من اگر سالها هم کار کنم نمیتوانم خودرو بخرم حالا یک وام میگیرم و صاحب یک خودرو میشوم. بعد در ادامه محاسباتمان در خیالمان میگوییم نهایتاً چند ماهی یا حتی یک سال بیشتر کار میکنم و اضافه کاری میایستم اما بعدش یک خودرو دارم. امروزه هم که با پیشرفت تکنولوژی اگر شرایطش را داشته باشیم مثل آب خوردن پول وام به حسابمان میآید.
اما بهتر است زمانی که بار دیگر با این تبلیغات وسوسه شدیم تنها به یک چیز فکر کنیم: نسبت قسطهایی که هر ماه میدهیم به درآمد ماهانهای که همین الان داریم.
البته شاید شما بگویید چنین حرفی درست نیست و من قبلاً بیش از اینها قسط پرداخت کرده ام. دقت کنید اینجا فقط مسئله توان پرداخت اقساط نیست بلکه، باید ببینید با پرداخت این اقساط شما از چه هزینههای دیگری گذشته اید. چیزهایی مثل پس انداز روز مبادا، پس انداز بازنشستگی، پس انداز هزینه تحصیلات فرزندمان و رسیدن به اهداف مالی که واقعاً بهشان نیازمندیم مواردی هستند که ممکن است با گرفتن وام به خطر بیافتند. این مسئله در بلند مدت میتواند اهمیت خود را نشان دهد. در حالی که ما این نگرش بلندمدت را فدای لذت کوتاه مدت کرده ایم.
از خطرات گفتن وام بیش از حد توان این است که یک دفعه به خودتان میآیید و میبینید شمایید و یک عالمه بدهی بانکی. در چنین شرایطی مدام مشمول جرایم بانکی میشوید و علاوه بر شرایط مالی خطرناک به استرسهای روزمره ای دچار میشوید که میتواند زندگی شما را از هم بپاشد.
قانون دوم: تا حد ممکن داراییهایتان را در رهن نگذارید
دقت کنید رهن گذاشتن سند خانه یا زمین و گرفتن وام شکل ساده این نوع وام ها هستند. در حالی که معضل اصلی در این نوع وام ها خرید چیزی است که در رهن است. چطور چنین چیزی ممکن است؟
حتماً اسم وام خرید خانه ۳۰ ساله یا ۹۹ ساله را شنیده اید. وقتی شما با وام خانهای میخرید که تا تسویه کامل، سند به شما تحویل نمیشود عملاً احساس میکنید شما مالک خانه هستید. در حقیقت این خانه جزء اموال بانک محسوب میشود. چرا که سند آن در رهن بانک است. همین اتفاق در خرید خودروی لیزینگی یا شرایطی میافتد. البته این کار را به طور کلی نقض نمیکنیم ولی همیشه این روش را آخرین راهکار گرفتن وام در نظر بگیرید.
بانک ها چطور ما را به گرفتن این وام ها ترغیب میکنند؟
روش محاسبه سود بانکی، استفاده از فرمول سود مرکب است. در این نوع سود به طور خلاصه وام گیرنده با کاهش مبلغ قسط و افزایش تعداد سال بازپرداخت حس خیلی خوبی از خرید خود پیدا میکند. در واقع چه پیشنهادی از این اغوا کننده تر؟ تو میتوانی با ماهی ۱ میلیون تومان صاحب خانه شوی.
در حالی که در روش سود مرکب بعد از مثلاً ۳۰ سال ما باید چندین برابر پول را به بانک بپردازیم. از طرفی هم اگر روزی نتوانیم اقساط را پرداخت کنیم علاوه بر جریمه، خانه ای که روزی فکر میکردیم سرپناه و دارایی ما خواهد بود، مصادره میشود.
قانون سوم: قرارداد وام را جزء به جزء بخوانید
همیشه به ما میگویند که هر قراردادی را به دقت بخوانید و سپس آن را امضاء کنید. میدانم که در بسیاری از شرایط به خاطر تنبلی یا کمبود دانش حقوقی آن را نمیخوانیم. البته ممکن است بگویید وقتی وامی را میخواهم و تنها راه چاره ام است چه فرقی میکند:«چارهای جز این ندارم!» اما حداقل میتوانیم درمورد وام بانکی این مورد را رعایت کنیم و مفصل درموردش تحقیق کنیم. حتی اگر راه دیگری نداریم بدانیم که در حال دادن چه تعهداتی به بانک هستیم. چون مسئله ای است که شاید تا سالها ما درگیر آن باشیم. موضوعی که میتواند آینده مالی ما را تحت شعاع قرار دهد. برخی بانک ها ممکن است در بندهای قراردادشان بابت جریمه یا اتفاقات آینده عباراتی را بگنجانند که اصلاً در توان ما نباشند. مثلاً ممکن است در بندی ذکر کنند که اگر قیمت ملک رشد کرد مبلغ سود یا قسط ماهانه افزایش مییابد. چنین اتفاقی میتواند تمام برنامهها و بودجه بندی مالی و زندگی ما را دگرگون کند.
قانون چهارم: دارایی هایی که با وام میخرید را بیمه کنید
دارایی های که با وام های سنگین خریده میشود بار روانی و احساسی زیادی برای ما دارند. مثلاً وقتی یک خانه را با وام میخریم و ۱۰ سال از بازپرداخت اقساطش گذشته دیگر جزئی از زندگی ماست نه فقط یک دارایی. حالا اگر خدا نکرده برای خانه اتفاقی بیافتد، ما همچنان باید اقساط چیزی را که دیگر نداریم پس بدهیم و این میتواند ما را دیوانه کند.
خرید یک ماشین یا زمین و چیزهایی از این دست هم اثری مشابه دارند. هرچند بیمه کردن این داراییها یا هر دارایی گران قیمتی کاری است ضروری، اما اگر همه داراییهایمان را بیمه نمیکنیم حداقل چیزهای گران قیمتی که با وام میخریم را بیمه کنیم. این کار به شدت در کاهش استرس ما کمک میکند. در ضمن این بیمهها به طور سالانه مبلغی نیست که بخواهد ما را اذیت کند یا از پسش برنیاییم.
کلام آخر
وام گرفتن مثل هر فعالیت اقتصادی دیگر برای ما ریسک مالی به همراه دارد. این ریسک ها علاوه بر درآمد و شرایط اقتصادی ما به اوضاع اقتصادی کشور نیز وابسته است. ممکن است تمام آنچه در بالا گفتیم و حتی گرفتن وام هایی حتی بیش از ۵۰٪ درآمدمان در یک شرایط اقتصادی مشخص بسیار توصیه شود. مهمترین کار برای انجام هر فعالیت اقتصادی بالا بردن دانش مالی و سنجیدن مناسب شرایط اقتصادی است. در حقیقت تنها در این حالت است که میتوان توصیه و راهکاری دقیق برای یک فعالیت اقتصادی مثل وام گرفتن پیشنهاد کرد. نکات بالا، مواردی کلی هستند که رعایت کردن آنها میتواند حاشیه امنی برای ما در هر شرایط اقتصدی فراهم کند.
هر چند اگر شما جزء کسانی هستید که ریسکپذیری مالی بالایی دارید میتوانید با کمک از مشاوران اقتصادی یا بالا بردن دانش مالیتان دست به اقدامات بهتری بزنید.
این مقاله از مطلبی به نام «Ten golden rules to follow when taking a loan» برگرفته شده است. سعی بر این بوده تا با شرایط اخذ و بازپرداخت وام در ایران منطبق شود.