چه راهی برای کاهش هزینه های ماهانه ام وجود دارد؟

0

کاهش هزینه ها یکی از کارهایی است که به امنیت مالی ما کمک زیادی می‌کند. تقریباً همه مان هم بر این باور هستیم که هزینه هایمان را تا حد امکان پایین آورده ایم و دنبال راه‌های دیگری برای رسیدن به امنیت مالی هستیم. اگر کمی دقت کنیم می‌توانیم نقاط تاریکی را در هزینه های ماهانه بیابیم. با حذف این نقاط تاریک می‌توانیم به شرایط بهتری از لحاظ مالی برسیم.
بخاطر مخارج زیاد و درآمد محدودی که دارم خیلی حواسم به حساب و کتابم هست. ریز هزینه‌هایم را می‌نویسم. شبیه کسانی که مثل من وضع مالی چندان خوبی ندارند (حداقل آنقدر خوب که بدون دغدغه آینده پولشان خرج خواسته‌هایشان کنند)، برای تمام هزینه‌هایم بودجه مشخصی دارم. با این حال باز هم پول کم می‌آورم یا چیزی برای پس انداز و اتفاقات ناگهانی باقی نمی‌ماند.

رنج پرداخت

به تازگی با مفهوم «رنج پرداخت» آشنا شدم. رنج پرداخت یعنی میزان ناراحتی که فرد به هنگام خرج کردن پول متحمل می‌شود. البته همه پرداخت‌ها به یک اندازه رنج ندارند. پرداخت‌های نقدی به ازای هر ریال درد دارند (اصولاً این‌ها دردناک‌ترین پرداخت‌ها هستند). در طرف دیگر هم پرداخت‌های اعتباری و طولانی مدت هستند که درد کمتری را بر ما وارد می‌کنند (برای این مورد می‌توانید پرداخت‌های با چک را در نظر بگیرید).
این مفهوم روی مدیریت هزینه‌های ما بسیار اثرگذار است. پرداخت‌های کم درد برای ما بسیار مطلوب‌تر هستند و بخاطر حس خوبی که دارند ما را در دام هزینه هایی می‌اندازند که باید دردش را در آینده تحمل کنیم. چیزی که هزینه های ماهانه من را به شدت کاهش داد مدیریت این نوع هزینه ها بود.
قبل از اینکه به طور جزئی درمورد مدیریت مالی و کاهش هزینه های «کم رنج» صحبت کنیم به طور خلاصه راهکار پیشنهادی ام را با شما در میان می‌گذارم:
تمام هزینه هایتان از هر طریقی که انجام می‌دهید را همان لحظه ثبت کنید تا به چشم پولی که از دست می‌دهید را ببینید.

هزینه های کوچک را مدیریت کن

حتما می‌گویید چه توصیه سنگدلانه ای! گاهی وقت‌ها سخت‌گیری لازم است و برای مدیریت بهتر باید همینقدر با خودمان سنگدل باشیم.
اساس این روش همین است: «بالا بردن رنج پرداخت». این روش توسط متخصصین زیادی تأیید می‌شود. آن‌ها می‌گویند هر چقدر بتوانید این کار را بهتر انجام دهید، بیشتر از هزینه های غیر ضروری دور می‌شوید. شاید بگویید من همه این‌ها را در حافظه ام ثبت و ضبط می‌کنم اما باور کنید وقتی یادداشت می‌کنیم اثر بسیار متفاوتی خواهد داشت. من اثر این کار را در حساب‌های بانکی ام می‌بینم. با این روش به شکل باور نکردنی هزینه های ماهانه ام ۱۰-۱۵ درصد کاهش یافته است. حتی به جرأت می‌توانم بگویم علی رغم افزایش حقوقی که در این مدت داشته ام هزینه هایم تغییر نکرده است.
البته طبیعی است به این کار تمایلی نداشته باشیم. انسان ذاتاً علاقه‌ای به اضافه کردن موانع بیشتر در زندگی و تغییر در وضعیت موجود ندارد. از طرفی مغز ما می‌فهمد این کار از لذتش می‌کاهد. بنابراین بدیهی است که تا حد امکان برای انجام چنین کارهایی بی‌میل خواهیم بود. اما نگران نباشید با کمی تمرین به این رفتار عادت می کنیم و به خاطر پاداشی که در ازای آن دریافت می‌کنیم تشویق می‌شویم و مرتب انجامش می‌دهیم. ثبت کردن هزینه‌های خرید اثر مستقیمی بر تصمیم گیری خرید ما در خریدهای بعدی دارد. این مسئله به شدت هزینه های ماهانه را کاهش می‌دهد و این هدیه اصلاح رفتار ما خواهد بود.
دن آریلی از متخصصین حوزه اقتصاد رفتاری در این باره می‌گوید: اگر به خوتان باور دارید که می‌توانید تصمیم‌گیری‌های خرید خود را به خوبی کنترل کنید همچنین اراده قوی دارید که بر قانون‌هایی که می‌گذارید پایبند باشید، می‌توانید از روش کم دردتری استفاده کنید. مثلا هر وقت می‌خواهید خرید غیر ضروری انجام دهید فکر کنید این پول را برای چه چیز دیگری می‌شود خرج کرد و آن پول را کنار بگذارید. با این پول هر آخر هفته یک شام خوشمزه بخورید (چه خودتان بپزید و چه به یک رستوران بروید) و مابقی آن را خرج هزینه‌های غیرضروری کنید. این کار باعث می‌شود اثر منفی پس انداز در ذهنتان کاهش یابد و به کم کردن هزینه تان در طول هفته متعهد باشید. هرچند آریلی هم پیشنهاد می‌کند هرطور شده از خریدهای نقدی یا با کارت بانکی استفاده کنید. یعنی از خریدهای اعتباری و چکی یا هر روشی که پرداخت پول را به تعویق می‌اندازید به شدت دوری کنید.

می‌خواهم از خرج کردن لذت ببرم

از آنجایی که هیچ توصیه کلی برای همه وجود ندارد، ممکن است این روش برای همه قابل اجرا نباشد. پس حالا که از مزایای این روش گفتیم بهتر است از نقاط ضعفش هم بگوییم. جورج لونشتاین که او هم از متفکرین برجسته حوزه اقتصاد رفتاری است می‌گوید: این روش می‌تواند خیلی هم مؤثر نباشد. به نظر من با این کار روی نوع درستی از هزینه ها دست نمی‌گذاریم. اکثر هزینه های اضافی آدم‌هایی که من می‌شناسم برای خریدهای کوچک نیست. آدم‌ها روی خریدها و هزینه های بزرگ دچار خرج اضافی می‌شوند. این چیزی است که در چنین برنامه ای کنترل نمی‌شود.
لونشتاین می‌گوید: به نظرم، کاهش هزینه خرید و نگهداری اتومبیل، نگهداری خانه و قبض موبایل به مراتب راحت‌تر از نه گفتن به نوشیدن یک فنجان قهوه است. خریدهای بزرگ یکبار اتفاق می‌افتند و جلوگیری از هزینه‌هایی که یکبار در ماه انجام می‌شوند، بسیار ساده‌تر از هزینه‌ها روزمره خواهد بود. همچنین این هزینه‌ها به دلیل بزرگ بودنشان راحت‌تر اندازه‌گیری و دیده می‌شوند. از طرف دیگر احتمالا روش پیشنهادی به طور موقت تمرکز ما را از هزینه‌های بزرگ به هزینه‌های کوچک معطوف می‌کند. در ضمن این مسئله می‌تواند ریسک هزینه های بزرگ بدون حساب و کتاب را افزایش دهد.
به هر حال از دید او این سیستم بسیار سخت و نامطلوب است. به عقیده لونشتاین این کار ما را از لذت خرید دور کند. در حالی که ما خرید می‌کنیم تا حالمان خوب شود و از خریدمان لذت ببریم. هرچند اذعان دارد این مدل می‌تواند هزینه‌های کوچک و متوسط ما را به شدت مدیریت کند.
این موضوع زمانی برام جالب‌تر شد که دیدم هارولد پولاک ،یکی از اساتید دانشگاه شیکاگو، هم در این باره اظهار نظرهایی مشابه لونشتاین دارد. او هم تأکید می‌کند بالا بردن رنج خرج کردن چندان راهکار عاقلانه ای نیست. پولاک پول را ابزاری برای لذت بردن می‌داند و می‌گوید: تمام روش‌های بودجه بندی مالی فردی کنونی هم این کار را به شکلی دیگر انجام می‌دهند. وظیفه این برنامه های مالی این است که مردم را به خاطر لذت بردن از خریدهایشان سرزنش کنند. می‌دانید وقتی از این بودجه‌بندی‌ها استفاده می‌کنید انگار به هنگام خرید یکی از درونتان مچ شما را می‌گیرد و می‌گوید:«گرفتمش! این یارو که داره اضافه بر سازمان خرج می‌کنه رو گرفتم». درحالی که ما درآمدمان را بودجه بندی می‌کنیم تا بتوانیم از پولمان به بهترین شکل لذت ببریم. پولاک هم می‌گوید برنامه پیشنهادی من درمورد خرج های بزرگ مشکل دارد. هرچند کمک می‌کند هزینه‌های غیرضروری کوچکمان را کاهش دهیم و این خرده هزینه ها را برای چیزهای لذت‌بخش‌تری صرف کنیم.

کدام درست است؟

مطالعه این نقدها باعث شد از ادامه این مسیر دلسرد شوم و حس خوبم به مدل برنامه ریزی ام را از دست بدهم. اما این سیستم در این مدت به خوبی جواب داده بود و کلی از هزینه‌های غیرضروری ام را کم کرده بود. هرچند باعث شده بود کمی حس بد و وسواس روی خریدهایم پیدا کنم. البته ناگفته نماند که من از قبل کنترل خوبی روی هزینه‌های بزرگم داشتم. اتفاقا همین مسئله باعث شده بود که نقاط ضعف این مدل برای من آشکار نشود. در نتیجه تصمیم گرفتم بجای رفتار هیجانی و کنار گذاشتن مدلم، آن را بهبود دهم. باید نقاط ضعف را از بین می‌بردم و تقویتش می‌کردم.
باز هم به صحبت‌های پولاک رجوع کردم. او معتقد است: مشکل اصلی خود ما هستیم. ما عادت کرده ایم بانک‌ها را به خاطر گرفتن سودهای آنچنانی، کارفرما را به خاطر کم بودن حقوق‌مان و دولت را به خاطر تورم و رکود سرزنش کنیم. اگر این کار باعث بهبود وضع مالی شما می‌شود انجامش دهید. راهکار درست این است که ما نگرش و رفتار مصرفمان را اصلاح کنیم. در میان تمامی شرکت‌هایی که ما را در معرض تخفیف‌ها و پیشنهادهای جور و واجور قرار می‌دهند، فریب نخوریم. سود این شرکت‌ها در مصرف‌گرایی ما است. این ما هستیم که باید تصمیم بگیریم چه چیزی را می‌خواهیم و چه چیزی را نمی‌خواهیم. اگر قرار بود مسائل مالی با اپلیکیشن‌ها و این مدل های بودجه بندی متفاوت حل شود، ما نباید دیگر با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کردیم.

کلام آخر

مدل پیشنهادی من مثل هر مدلی دارای نقاط قوت و ضعف است. اما روشی است که می‌تواند به ما در مدیریت مالی ما کمک برساند. هر کدام از ما باید با بهره‌گیری از پیشنهادهای مختلف مدلی را که برای ما بهینه است را بگزینیم و از آن لذت ببریم.
این مقاله براساس مقاله‌ای به نام «I Made One Simple Financial Change and It Lowered My Spending» از مجله اینترنتی آتلانتیک نوشته شده است.

اگرصحبتی دارید، میشنویم