مدتها بود که در سایتهای مختلف دنبال روشی برای مدیریت هزینههام میگشتم. روشهای زیادی رو پیدا کردم. دو ماه اول رو خیلی خوب پیش رفتم اما توی ماه سوم حس کردم اینکه فقط هزینههام رو در طول یک ماه مدیریت کنم برای بهبود وضع مالیام کافی نیست. اون موقع من میدونستم پولهام کجا خرج میشه، یا مثلا چقدر پول میتونم برای تفریحاتم خرج کنم. مهارتی که بدست آوردم به من اجازه میداد آخر ماه پول کم نیارم. پس چرا احساس میکردم جای یک چیزی خالیه؟
مدتی به این موضوع فکر کردم و دیدم انتظار جدیدی در من به وجود اومده. حالا که میتونستم هزینههام رو مدیریت کنم، انتظار داشتم بتونم هزینههای حداقل یک ماه بعدم رو پیشبینی کنم. با این کار میتونستم برای پولهام برنامهریزی بلندمدت کنم. از همه مهمتر اهداف مالی برای خودم تعریف کنم که بدونم بهشون میرسم.
چند ماه رو به تحلیل مخارج گذشتهام گذروندم و رفتارها و عادتهای مالی خودم رو دوباره بررسی کردم. اضافه بر اینها کلی سایت و کتاب هم خوندم. نتیجه همه این بررسیها شش مرحله شد که دوست دارم با هم مرورش کنیم.
مرحله اول: درآمد خالص خود را یادداشت کنید
مرحله اول در برنامهریزی برای پیشبینی مخارج، شناخت «منابع» درآمدیمان است. شاید با خودمان بگوییم:« من که تمام حقوقم خرج هزینههای ضروری میشود و لزومی ندارد بدانم در کجا هزینه میکند. چون در انتهای ماه به هرحال چیزی ندارم.». در اولین گام باید درآمدتان را یادداشت کنید. در این مرحله مهمترین اقدام این است که بدانید منابع درآمدیتان چیست و ماهانه به طور میانگین چه مقدار پول برای خرج کردن و پسانداز دارید.
نکته: احتمالا در تجربههای قبلی مدیریت مالی به این نتیجه رسیده اید که درآمد شما در بهترین حالت با هزینههایتان برابر است. هرچند وقتی بحث مدیریت مالی مطرح میشود باید بتوانیم با هردرآمدی حداقل مقداری را برای پسانداز کنار بگذاریم. به هرحال پیشنهاد ما این است اگر استعداد دیگری دارید به دنبال راهی برای داشتن درآمد مکمل باشید. داشتن یک منبع درآمد جانبی خصوصا زمانی که شما به هر دلیلی شغل فعلی خود را از دست میدهید، بسیار کمککننده خواهد بود.
مرحله دوم: هزینههایتان را زیرنظر بگیرید.
دستهبندی و زیرنظر گرفتن هزینهها بسیار مفید خواهد بود. این کار به شما کمک ميکند، بخشهایی که میتوانید در آنها تغییراتی انجام دهید را شناسایی کنید و هزینههای خود را کاهش دهید.
مهمترین دسته، هزینههای ثابت هستند. در گام اول حساب کنید چه مقدار از هزینههای ماهانهتان هزینههای ثابت هستند.
صورت حسابهای ماهانه نظیر: اجاره خانه، هزینه آب و برق یا هزینه عوارض خودرو، مواردی از این دست هستند. نمیتوان این دست از هزینهها را نادیدهگرفت، اما دانستن این موضوع که چه مقدار از درآمد ماهیانه شما به آنها اختصاص مییابد، میتواند مفید باشد.
لیست بعدی، هزینههای متغیر شما هستند. این دسته شامل مواردی همچون مواد غذایی، تفریحات، هزینه حمل و نقل و …، میشود که ممکن است به صورت ماهانه تغییر کنند. این دست از هزینهها، جایی هستند که میتوانیم در آنها بهدنبال فرصتی برای کاهش مخارجمان باشیم. البته این دسته باید به زیردستههای دیگری شکسته شوند تا به طور دقیق بدانیم در کجا چه هزینههایی را انجام داده ایم.
راهنمایی: هزینههای روزانه خود را با چیزهایی که دمدستتان است نظیر: موبایل هوشمندتان، خودکار یا نرمافزارها، ثبت و یادداشتکنید.
مرحله سوم: اهداف خود را مشخص کنید.
قبل از اینکه به بررسی اطلاعاتی که یادداشت کردید بپردازید، اهداف مالی بلندمدت و کوتاه مدت خود را یادداشت کنید. رسیدن به اهداف کوتاه مدت نباید بیش از یک سال طول بکشد ولی در مقابل رسیدن به اهداف بلندمدت نظیر: پسانداز برای زمان بازنشستگی یا هزینه تحصیل فرزندانتان، ممکن است سالها به طول بیانجامد. اهدافتان را به صورتی تعیین کنید که رسیدن به آنها امکان پذیر باشد. پیش از شروع به برنامهریزی برای پیشبینی مخارج، توجه به اولویتهایتان میتواند بسیار مفید باشد. برای مثال، زمانیکه شما بدانید پرداخت اقساط وام یا بدهیهایتان یکی از اهداف کوتاه مدتتان است، با تمرکز بر این هدف بهتر میتوانید برنامه مالیتان را مدیریت کنید.
مرحله چهارم: یک نقشه مالی تهیه کنید.
استفاده از هزینههای متغیر و ثابتی که گردآوری کردهاید، به شما کمک میکند، دید خوبی نسبت به هزینههای ماه آیندهتان داشته باشید. با کسر هزینههای ثابتتان از درآمد ماهانه، میتوانید میزان نسبتا دقیق پولی را که باید برای آن برنامهریزی شود پیشبینی کنید.
حالا مخارج خود را به دو دسته تقسیم کنید: چیزهایی که «لازم» دارید و چیزهایی که «میخواهید» داشته باشید. برای مثال، اگر شما مجبور هستید هر روز برای رفتن به سرکار خود رانندگی کنید، احتمالا بنزین برای شما یک «ضرورت» خواهد بود اما در مقابل اشتراک ماهیانه موسیقی «خواسته» شما قلمداد میشود. این تفاوت زمانی به چشم میآید که شما میخواهید برنامه مالی خود را براساس لیست هزینهها تنظیم کنید.
مرحله پنجم: عادتهایتان را در صورت لزوم تنظیم کنید.
با انجام تمام موارد بالا، شما باید بدانید که برای تکمیل برنامهریزی خود به چهچیزی نیازدارید. زمانی شما میتوانید جایی که مقداری از پولتان باقیمانده است یا اینکه هزینههای کدام بخش را کاهش دهید، حتما تمام لیست هزینهها، اهداف و نقشه راهتان را یادداشت کنید و در محلی جلوی چشمتان باشد قرار دهید
به عنوان اولین حرکت بخش هزینهی «خواستههای» خود را برای کاهش مخارج احتمالی مورد بررسی قراردهید. آیا شما میتوانید از دیدن فیلم خاص در سینما به نفع دیدن فیلمی دیگر ولی در خانه صرفنظر کنید؟ مواردی را که مورد بررسی قرار میدهید درجایی یادداشت کنید تا بدانید چه میزان پول آزاد شده است. بعد از اینکه هزینههای بخش «خواستههایتان» را بررسی کردید این بار هزینههای «ضروری» خود را تحلیل کنید. مثلا شما ممکن است درخانهتان به اینترنت نیاز داشته باشید اما آیا شما به سریعترین اینترنت موجود نیاز خواهید داشت؟
درآخر اگر موردی به موارد قبلی اضافه نشده است، شما ميتوانید هزینههای ثابت خود را نیز مورد بررسی قرار دهید. این کار نسبتا دشوار است و به بازرسی دقیقی نیاز دارد. «دقیق» بودن در بازرسی به معنی «سختدرگیر شدن» میباشد. همواره چنین تصمیمهایی مشکلات زیادی با خود به همراه دارند، بنابراین قبل از هرچیز گزینههایتان را به خوبی ارزیابی کنید.
راهنمایی: با ذخیرههای کوچک و اندک میتوان مقداری زیادی پول جمعآوری کرد، پس هرگز چیزهای کوچک را نادیده نگیرید. شما ممکن است از اینکه با انجام کوچکترین تنظیمات پول زیادی را جمع کردهاید، شگفت زده شوید.
مرحله ششم: همیشه درحال چک کردن باشید
همیشه و بهطور منظم برنامهریزی پیشبینی مخارج خود را مورد بررسی قرار دهید و به طور مداوم در مسیر بازرسی هزینههایتان باشید. شما اغلب میتوانید هزینههای ماهیانهی خود را با افرادی مثل خودتان مقایسه کنید. بیشتر پارامترهای برنامهریزیتان برای پیشبینی مخارج، در زیر سنگی پنهان شدهاند: با برداشتن آن سنگ، هزینههای شما ممکن است افزایش پیدا کنند یا شما را به اهدافتان برسانند و بخواهید برای هدف تازهای برنامهریزی کنید. به هردلیلی، همراه با انجام تمام مراحل بالا چک کردن منظم برنامهریزیتان برای پیشبینی مخارج را نیز انجام دهید.