در قسمت قبل، « چطور پس انداز مان را افزایش دهیم؟ قسمت اول »، درمورد روشهای افزایش پس انداز و راهکارهای اجرایی آن صحبت کردیم. همچنین سه مورد از عوامل تأثیرگذار بر بهبود مدل پس اندازمان را بررسی کردیم و گفتیم چطور میتوانیم از آنها در راستای رسیدن به اهداف مالی مان بهره ببریم. در این مقاله درمورد هدف گذاری برای پس انداز، مدل ذهنی پس انداز و حساسیت روی پس انداز کردن صحبت میکنیم و آنچه همراه هم بررسی کردیم را جمعبندی میکنیم.
هدف پس انداز را چطور تعریف کنیم؟
فکر میکنم درباره ویژگیهای هدف و هدف گذاری صدها روش و قانون یاد شنیده ایم. اولین چیزی هم که در همه این روشها مشترک است، «قابل دستیابی بودن» هدف است. اتفاقا این مورد اساسیترین معیار در شروع یا افزایش پس انداز است. خوب چطور باید برای شروع یا افزایش پس انداز هدفی قابل دسترس تعیین کنم؟ اصلا این قابل دسترس بودن در پس انداز چه کمکی به من خواهد کرد؟
در اینجا منظور از هدفگذاری پس انداز، خرید خانه یا ماشین نیست. منظور مبلغ و روش پس اندازی است که میخواهیم در پیش بگیریم. به نظرتان ساده است؟ جالب است بدانید همین کار به نظر ساده اولین سد پس انداز در لحظه اجرا است.
اثر نقطه شروع را هر کدام از ما حداقل چندین بار در زندگی تجربه کرده ایم؛ روز اول سال، روز اول کاری در یک شرکت جدید یا روز اول یک تصمیم بزرگ و جدید. در آغاز خط و پیش از اجرای تصمیمان اهدافی تعیین میکنیم و برنامهای میچینیم که چگونه به آنها برسیم. چقدر توانسته ایم به این برنامهها پایبند باشیم؟ در روزهای اول ما بسیار هیجان داریم و این باعث میشود فقط و فقط روی آن کار متمرکز شویم و پیش برویم اما به مرور احساس میکنیم زمان و روحیه لازم برای پرداختن به آن کار را نداریم و کم کم نسبت به اجرای برنامه مان سرد میشویم.
خوب حالا به تلاش هایمان درمورد پس انداز فکر کنیم. معمولا در روز اول عددی بسیار بزرگ را به عنوان پس انداز ماهانه هدف میگیریم و تا رسیدن به ماه آینده چنان سرد میشویم که در لحظه پس انداز مدام به هزینههای ماهانه فکر میکنیم. تازه اگر به پس انداز ادامه دهیم، با یک حس بد و از سر اجبار ادامه میدهیم. اگر برای پس انداز ماهانه مبلغی را هدف میگیریم نباید تحت هیجان و آنقدر بزرگ باشد که هر بار که از مقابل بستنی فروشی یا فست فود رد میشویم، با افسوس سر تکان بدهیم.
البته به این معنی نیست که تا میتوانیم مبلغ پس انداز را کوچک کنیم که هیچ فشاری را تحمل نکنیم. در ضمن اهداف کوچک هم میتواند ما را از رسیدن به هدف اصلی مان دور کند. قطعا با پس انداز ۲ هزار تومان در ماه نمیتوان برای دوران بازنشستگی پس انداز کرد. از طرفی این هدف گذاری باید تا حدی چالشی و قابل ارتقا باشد. وقتی ما عدد پس انداز را بسیار پایین در نظر میگیریم، تغییر آن به عددهای بالاتر بسیار دشوار میشود.
بنابراین هدفی که برای پس انداز ماهانه میگذاریم نباید چنان باشد که ما را بترساند و از پس انداز پشیمان شویم و نه آنقدر که کم از پس انداز ناامید شویم. ما باید روشی پلهای را در نظر بگیریم که با بهبود مهارت مدیریت مالی و پس انداز بتوانیم میزان پس اندازمان را ارتقا دهیم.
برای پس انداز از روی حقوق یا درآمد ماهانه توصیه میشود، نه یک عدد بلکه درصدی از آن را به عنوان پس انداز درنظر بگیریم. برای شروع معمولا ۸-۱۰٪ از درآمد ماهانه عدد مناسبی به نظر میرسد.
تغییر مدل ذهنی پس انداز
با شنیدن این عنوان احتمالا یاد غول مرحله آخر میافتیم. در نتیجه احساس میکنیم خواندن بقیه مقاله چندان به صرفه نیست و بهتر است تا همان مرحله ۴ را اجرایی کنیم. کمی صبر کنید برخلاف نام عجیب و غربیش نیاز به انجام کارهای خارقالعاده نداریم. مدل ذهنی الگوهایی است که ذهن ما براساس آن انتخابها و رفتار ما را شکل میدهد اما ما در اینجا قصد نداریم وارد این مباحث بشویم. ما میخواهیم بدانیم چطور میتوانیم با تغییر مدل ذهنی به اهداف پس اندازمان برسیم. تغییر مدل ذهنی یک شبه اتفاق نمیافتد اما میتوان با تکرار و برخی تغییرات کوچک خیلی نامحسوس در مدل ذهنیمان تغییر ایجاد کنیم.
برای مثال در نظر بگیرید شما آدمی هستید که زیاد نوشابه میخورید. حدس بزنید اگر نوشابه را از دسترس شما خارج کنیم و در طول روز اصلا کسی را نبینید که نوشابه بخورد یا مغازهای باشد که نوشابه نداشته باشد باز هم همانقدر مثل قبل تمایل به نوشیدن نوشابه دارید؟ طبیعی است که خیر – مگر اینکه به خوردن نوشابه اعتیاد داشته باشید. همین مثال برای عادات مثبت هم وجود دارد. اگر به محض اینکه ۱۰هزار تومان پس انداز میکنید، یک درجه روی لباس شما درج شود (مثل درجه افسران نظامی) که نشان دهد شما انسانی هستید که پس انداز منظم دارید آیا تکرار این رفتار و کسب درجات بیشتر برای شما جذاب نخواهد شد؟ بدین ترتیب به مرور شما از انسانی که پس انداز نمیکند یا نمیتواند به اندازه کافی پس انداز کند به انسانی متعهد به پس انداز تبدیل می شوید. به همین سادگی رفتار و مدل ذهنی شما تغییر میکند. مثلا میتوانید یک شی جذاب که میتوانید تعداد زیادی از آن داشته باشید (مثل تیلههای رنگی) را انتخاب کنید و هربار که پس انداز میکنید یک عدد از آنها را درون یک سبد مشخص که در دید خانواده است بیاندازید. بدین ترتیب پس انداز تبدیل به یک «هویت» میشود. کم کم بحثهای خانوادگی درمورد آن آغاز میشود و خود شما هم پس انداز را نه به شکل یک عمل دردآور که به چشم هویتی مستقل که نیاز به مراقبت و توجه دارد نگاه میکنید. به همین سادگی مدل ذهنی تان راجع به پس انداز به مرور زمان تغییر میکند.
اصطکاک را کم کنید
فکر میکنید نقطه قوت افرادی که پس انداز پایبند هستند چیست؟ قطعا پیش از هر چیز دید بلندمدت، ریسکپذیر نبودن، اراده قوی و عواملی این چنین به ذهنمان میآید. اینها مواردی نیست که بتوان اثرشان را دست کم گرفت اما در میان همه پس انداز کنندگان حرفهای ثابت نیست. آنها در عامل دیگری مشترک هستند: پیگیری پس انداز.
پیگیری در ذات انسان نیست مگر اینکه به چیزی بیش از حد علاقه داشته باشد. ما هم که علاقهای به پس انداز نداریم پس چاره چیست؟ راهحل این موضوع خیلی هم پیچیده نیست: اصطکاک را به حداقل برسانید. کاری کنید که برای انجام پس انداز به کمترین حرکت ممکن نیاز داشته باشید. فکر میکنم این جملات برای شما هم آشنا باشد:
- این ماه میرم یک حساب باز میکنم مخصوص پس انداز
- با خانومم دو تایی یه حساب مشترک برای پس انداز باز میکنیم
- یک برنامه حسابداری مشخص برای خودم میچینم و یک مقدار خوبی رو پس انداز میکنم
همه اینها جملاتی است بارها به خودمان گفته ایم و هیچ گاه عملی نشدند. برای مایی که تمایلی به انجام این کار نداریم رفتن به بانک و باز کردن حساب و حساب مشترک و یک برنامه مالی مشخص شبیه کندن کوه است.
برای رسیدن به پس انداز منظم و بیشتر باید عمل پس انداز را تا حد ممکن ساده کرد. مثلا در خارج از ایران اپلیکیشنهایی وجود دارد که دسترسی حساب را از کاربر میگیرد و به صورت منظم مبلغ پس انداز را مستقیم از حساب کاربر کسر میکند. در ایران هم برخی از ادارات دارای صندوقهای پس انداز هستند و مبلغی را با اطلاع کارکنان یکجا از حقوق آنها کسر میکنند و درون صندوق پس انداز میکنند. همانطور که میبینید عملیات پس انداز در این حالت به صفر رسیده است. در ایران برای پس انداز شخصی میتوانید از اپلیکیشن های صندوق پس انداز استفاده کنید و البته شاید راههای خلاقانه ای هم به ذهن خودتان برسد.
ختم کلام
یک برنامه دقیق و اجرایی الزامی برای یک پس انداز موفق نیست. حتی اگر هم اکنون برنامه پس انداز دارید و به آن متعهد هستید لزوما نمیتوانید برای اهداف جدید یا افزایش آن اقدام موفقی داشته باشید. باید به شکل مناسبی با خود صحبت کنید و پیش از آنکه برنامهای قوی داشته باشید خود را به اجرای پس انداز متعهد کنید. هدف صندوق هر چه میخواهد باشد، اینکه ماهانه عدد معقولی را پس انداز کنید به عملی شدن برنامه تان نزدیکتر هستید. هرچه خود را در فضایی قرار بدهید که بیشتر درمورد پس انداز ترغیب شوید پس انداز موقفی خواهید داشت. هر گاه میخواهید پس انداز کنید بین پس انداز و مابقی لذتهای زندگی تصمیم نگیرید بین مزایا و معایب آن تصمیم بگیرید. اینها روشهایی است که به اجرایی شدن برنامه کمک شایان توجهی میکنند. همیشه به خاطر داشته باشیم برنامهها برای اجرا شدن نوشته نمیشوند بلکه این اراده ماست که تصمیم میگیریم چه چیزی را اجرا کنیم و چه چیزی را اجرا نکنیم. برای انجام هر کاری هم باید از روش درست آن بهره برد.