جواب این سؤال ساده است: چون ما پس انداز نمیکنیم! تمامی آمارها نه تنها در ایران بلکه در سطح جهانی نشان میدهد آدمها علاقهای به پسانداز ندارند. جالب است بدانیم که این مسئله هم اصلا ربطی به سطح درآمدی، تحصیلات و شرایط اقتصادی جامعه ندارد. بیایید با هم داستان پسانداز را بررسی کنیم.
پسانداز یک فعالیت اقتصادی است. بنابراین انتظار داریم اقتصاددانها روشهای مفیدی را برای آموزش پسانداز در اختیار داشته باشند. در حالی که میدانیم چنین نیست. اقتصاددانان میآموزند که فعالیتهای اقتصادی را بدون درنظر گرفتن عوامل روانشناختی فردی و جامعه تحلیل کنند. این اتفاق خصوصا در حالتی که با گروههای کوچک و فعالیتهای اقتصادی فردی سر و کار داریم مشکلساز میشود. یعنی نتایج پیشبینیها و تحلیلهای اقتصادی پاسخهای درستی را در اختیار ما قرار نمیدهد. درگذشته بر این باور بودند که پسانداز وابسته به ۸ عامل زیر است:
- پذیرفتن: اینکه به طور منطقی بپذیریم برای اتفاقات غیرقابل پیشبینی آینده نیاز به پسانداز داریم.
- دید بلندمدت: همان چیزی که باعث میشود اهداف مالی بگذاریم و به تأمین مالی خانواده و خودمان در آینده بیاندیشیم.
- حساب و کتاب: این عامل همان فرایندی است که در ذهن ما یک لذت بزرگ در آینده را به یک لذت کوچک در حال ترجیح میدهد.
- بهبود: لذت بهبود مداوم شرایط زندگی و مقایسه آینده دلخواه با حال
- استقلال: حس آزاد بودن و استقلال مالی انگیزهای قوی برای پسانداز کردن است.
- کار بزرگ: جمع کردن پول برای رسیدن به مبالغ بالا تا بتوان با آن کار بزرگی مثل راه انداختن یک کسب و کار انجام داد.
- غرور: احساس مثبت دستگیری از دیگران
- طمع: لذت جمعآوری هر چه بیشتر پول
اکثریت اقتصاددانهای کلاسیک این عوامل را تنها عوامل مؤثر بر پسانداز میدانستند. این درحالی است که میدانیم جنسیت، سن، تحصیلات و مواردی از این دست عوامل بسیار مهمی بر پسانداز فردی هستند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت. به همین دلیل امروزه علم اقتصاد از روانشناسی برای تحلیل بهتر رفتار انسانها در فعالیتهای اقتصادی کمک میگیرد. اکنون عواملی مثل تصمیم گیری، انتخاب و فرایند ارزیابی خرید مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفته است. در این مقاله میخواهیم با چنین رویکردی به پس انداز نگاه کنیم؛ رویکردی نشأت گرفته از ترکیب اقتصاد و روانشناسی.
ما چطور به پس انداز فکر میکنیم؟
این سؤال از نظر روانشناسان اینگونه مطرح میشود: رویکرد ما به پس انداز چیست؟ برخی از ما اعتقاد داریم پسانداز امری بسیار سودمند است و برخی دیگر بر این باور هستیم که کاری بیهوده است. یک لحظه صبر کنید مگر کسی هم پیدا میشود که پسانداز را کار مفیدی نداند؟ باید به شما بگوییم در برخی شرایط اقتصادی (مثل شرایط کنونی اقتصاد ایران) وقتی تورم بالایی داریم و اجناس در حال گران شدن هستند، افراد یک جامعه انگیزه پسانداز را از دست میدهند. دلیل چنین کاری هم مشخص است: آنها با تبدیل پولشان به کالا، زمین یا طلا میخواهند از کاهش روزانه ارزش داراییشان جلوگیری کنند در حالیکه این کار لزوما صحیح نیست. البته جای نگرانی نیست حتی در کشورهای پیشرفته، تنها ۳۰٪ از افراد در عمل حاضرند به طور منظم پسانداز کنند. در ادامه خواهیم دید که رویکرد افراد به پسانداز چطور تحت تأثیر عوامل غیر اقتصادی قرار دارد.
اگر میخواهید بدانید چرا ما به پسانداز کردن متعهد نیستیم، به این سه سؤال پاسخ دهید:
- آیا به طور کلی پسانداز را کاری مفید میدانید؟
- همین الان چه مقدار پسانداز دارید؟
- چقدر تمایل دارید که از همین امروز مبلغی را پسانداز کنید؟
اکثر افراد به سوال اول پاسخ مثبت میدهند. در پاسخ سؤال دوم مبلغ ناچیزی را اعلام خواهند کرد. همینطور برای سومین سؤال میگویند:«در این شرایط تمایلی ندارم». البته نباید نادیده بگیریم که شرایط محیطی مثل رکود یا تورم اقتصاد عوامل تشدیدکننده رویکرد ما درمورد پسانداز هستند.
ریشه پس انداز نکردن کجاست؟
پسانداز رفتار مطلوبی برای ما نیست هرچند میدانیم که مزایای بسیار زیادی برای ما دارد. اما به دلایل مختلف تمایلی به انجام آن نداریم. این باعث میشود ما خود را در وضعیت ناامیدی ببینیم و تمایلمان را به انجام پسانداز از دست بدهیم. اما به دلیل فوایدی که پسانداز دارد آن را برای دیگران توصیه کنیم. جملهمان هم در چنین شرایطی به این شکل است:«ای بابا! من شرایطش رو ندارم. ولی تو که شرایطش رو داری حتما انجامش بده. خیلی مفیده.»
البته این تنها دلیل پس انداز نکردن نیست. سن، میزان تحصیلات و سطح درآمدی از جمله عوامل مؤثر بر تمایل به پس انداز در میان ما است.
سن
بالا رفتن سن اثر مستقیم بر تمایل به پسانداز دارد. ظاهرا افراد مسنتر احساس میکنند پسانداز سودمند است و این حس در جوانان کمتر وجود دارد. در سنین جوانی افراد تمایل دارند پولهای خود را خرج کنند و کمتر به پس انداز تمایل نشان میدهند. هر چند باید بگوییم که بالا رفتن سن تنها تمایل ما به پس انداز را افزایش میدهد واین لزوما به این معنی نیست که بیشتر پس انداز میکنیم. اقدام در این زمینه کاملا به این بستگی دارد که در طول زندگیمان چقدر به این امر متعهد بوده ایم.
تحصیلات
عامل بعدی تحصیلات است. برخلاف آنچه انتظار میرود بالا رفتن تحصیلات تأثیر مستقیم بر نگرش مثبت بر پسانداز ندارد. با کاهش و افزایش تحصیلات تمایل به پسانداز کاهش مییابد. یعنی ابتدا با بالا رفتن تحصیلات انسانها تمایل بیشتری پیدا میکنند اما این رشد با بالا رفتن تحصیلات کاهش مییابد و در نهایت به کاهش تمایل به پسانداز ختم میشود. البته درمورد تمایل به سرمایهگذاری با بالا رفتن تحصیلات افزایش مییابد.
سطح درآمدی
نکته جالب این است که سطح درآمدی تأثیری بر نگرش افراد به پسانداز ندارد. هرچند افراد ثروتمند پسانداز را بیهوده نمیدانند. در حقیقت وقتی کسی ثروتمندتر است به این معنی نیست که میداند که باید چطور پس انداز کند. همچنین فقر افراد به خاطر این نیست که پس انداز نمیکنند.
با بررسی این آمارها بیش از هر چیز به این نتیجه میرسیم که افراد براساس توانمندیشان در پسانداز به پسانداز گرایش پیدا میکنند. یعنی ما بیش از اینکه میزان تمایلمان را نشان بدهیم سوابقمان را در ذهنمان جستجو میکنیم و از کاری که توان انجامش را نداریم دوری میکنیم. به زبان سادهتر اگر کسی رفتار پس انداز را در طول زندگی تمرین کند و به آن متعهد باشد میتواند از مزایای آن بهره ببرد. این کار هم به سطح تحصیلات و درآمد ماهانه افراد وابسته نیست. قطعا افرادی را میشناسیم که با درآمدی بسیار ناچیز پس انداز میکنند و به اهداف مالیشان میرسند هرچند در مقایسه با اهداف مالی افراد ثروتمند بسیار متفاوتتر و کوچکتر باشد.
کلام آخر
ما به دلایل مختلفی پس انداز میکنیم. اما همه در نهایت به دنبال یک چیز هستیم؛ رفاه و آسایش ذهنی. وقتی در دنیایی اقتصادی زندگی میکنیم پول یک عامل تعیینکننده برای تأمین آرامش ذهنی است. پسانداز روشی اثرگذار برای رسیدن به این آرامش است. بنابراین انسانها قرنها با این روش زیسته و به آن عادت کرده اند. اما رسیدن به روش درست و ایجاد عادت پس انداز نیاز به تمرینهای ذهنی و رفتاری زیادی داریم. با این تمرینات میتوانیم بدون اینکه پس انداز را به یک دغدغه مضاعف تبدیل کنیم از مزایای آن بهره ببریم.
این مقاله برگرفته از تحقیقات آدرین فرنهام، یکی از بزرگترین محققین حوزه مدیریت مالی فردی، است. البته عمده آن از مقاله ای به نام «Why Do People Save? Attitudes to, and Habits of, Saving Money in Britain» ترجمه شده است.